صفتAdjektiv
altmodisch
معانی
1. دمده، قدیمی؛ ناسازگار با مدِ روزبیشتر▾
• Sie hatte das altmodische Möbel schon immer nicht ausstehen können.او همیشه از این اثاثیهیِ دمده بدش میآمد.
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
آیکون سیو
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.
رنگبندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی
