اسمNomen
Alternative
die
جمع: Alternativen
ملکی: Alternative
معانی
1. یکی از دو (گاه چند) امکان؛ بهویژه گزینهای غیر از حالتِ موردِانتظار یا رایج؛ جایگزینبیشتر▾
• Grundsätzlich sind Mikrofasertücher eine gute Alternative zu herkömmlichen Putzlappen.دستمالهایِ میکروفایبر اساساً جایگزینِ خوبی برایِ دستمالهایِ معمولی هستند.
2. تصمیمگیری میانِ دو امکان/گزینه؛ انتخابِ اجباریبیشتر▾
• Ich habe damals vor der Alternative Aufnahmeprüfung oder Probejahr gestanden.من آن زمان بینِ دو گزینهیِ آزمونِ ورودی یا سالِ آزمایشی مانده بودم.
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
آیکون سیو
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.
رنگبندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی
