صفتAdjektiv

alternativ

معانی

• Sie können alternativ den Schieberegler unten nutzen oder den »Play«-Button klicken.می‌توانید به‌جایِ آن، از لغزنده‌یِ پایین استفاده کنید یا دکمه‌یِ «Play» را بزنید.
• Die Premierminister von Frankreich und Quebec sollen sich alternativ in Frankreich und in Quebec treffen.قرار است نخست‌وزیرانِ فرانسه و کبک به‌نوبت یک‌بار در فرانسه و یک‌بار در کبک دیدار کنند.
• Es gibt gegenwärtig keine gangbare alternative Konzeption zu diesem Modell.در حالِ حاضر هیچ طرحِ جایگزینِ عملی‌ای برایِ این مدل وجود ندارد.
• Viele Menschen setzen heute auf alternative Medizin.امروزه بسیاری از مردم به طبِ جایگزین روی می‌آورند.
• Er lebt seit Jahren in der alternativen Szene der Stadt.او سال‌هاست که در محیطِ آلترناتیوِ شهر زندگی می‌کند.

کلمات ذخیره شده

شما هنوز کلمه‌ای در لیست
خود ذخیره نکرده‌اید.

آیکون سیو

با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیره‌شده»‌ی پروفایلت اضافه می‌شود.

رنگ‌بندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی