alternativ
معانی
1. بهعنوانِ گزینهای دیگر؛ جایگزین، اختیاریبیشتر▾
2. بهنوبت، بهطورِ متناوب؛ گردشی میانِ دو یا چند امکانبیشتر▾
3. به شیوهای غیرِمتعارف؛ ارائهدهندهیِ امکانی دیگر در برابرِ روشِ رایجبیشتر▾
4. در تقابل با هنجار یا فناوریِ رایج؛ غیرِمتعارف (مثلِ طبِ جایگزین، انرژیِ تجدیدپذیر)بیشتر▾
5. (سیاسی-اجتماعی) با فاصلهگرفتنِ انتقادی از سبکِ زندگی و الگوهایِ اجتماعیِ رایجبیشتر▾
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.
