Alt
| Alt | älter | am ältesten |
معانی
1. بیانگرِ سن؛ نشاندهندهیِ تعدادِ سالِ عمربیشتر▾
2. سالخورده، مسن؛ دارایِ سنِ زیادبیشتر▾
3. استفادهشده، کهنه (در تقابل با نو)بیشتر▾
4. دیرینه، ازقدیمبرقرار؛ سابقهداربیشتر▾
5. باستانی، کلاسیک (در تقابل با مدرن)بیشتر▾
6. پیشین، سابقبیشتر▾
7. (محاورهای) تشدیدکننده: در بیانِ طردِ تحقیرآمیز یا صمیمیتِ دوستانهبیشتر▾
معانی
1. (موسیقی) بمترین صدایِ زنانه یا صدایِ کودکانه/مردانهیِ متناظر با آن؛ آلتوبیشتر▾
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.
