اسمNomen
Anfahrt
die/[ˈanfaːɐ̯t]
جمع: Anfahrten
ملکی: Anfahrt
معانی
1. نزدیک شدن و رسیدن به جایی با وسیلهی نقلیهبیشتر▾
• Die Anfahrt der prominenten Gäste wurde von den Medien gefilmt.رسیدنِ مهمانان سرشناس توسط رسانهها فیلمبرداری شد.
2. مسیر یا زمانِ لازم برای رسیدن به جاییبیشتر▾
• Wer sich die tägliche Anfahrt zur Talstation sparen möchte, kann auf der Hütte übernachten.کسی که میخواهد از رفتوآمد روزانه به ایستگاهِ پاییندست صرفهجویی کند، میتواند در کلبه بماند.
3. راه افتادن، حرکت اولیهی وسیلهی نقلیهبیشتر▾
• Mit der Anfahrt des Zuges beginnt die Reise.سفر با راهافتادنِ قطار آغاز میشود.
4. حمل و رساندنِ چیزی با وسیلهی نقلیه به جاییبیشتر▾
• Allein die Anfahrt des Krans kostet mehrere tausend Mark.فقط رساندنِ جرثقیل چندین هزار مارک هزینه دارد.
5. راهِ ورودی، جادهٔ دسترسی به یک ساختمانبیشتر▾
• Eine private Anfahrt führt zu der Villa.یک جادهٔ خصوصی به آن ویلا میرسد.
6. (در پرشاسکی) حرکتِ رو به پایین روی سکوی پرش پیش از پریدنبیشتر▾
• In der steilen Anfahrt beschleunigt der Athlet auf über 100 km/h.ورزشکار در آن شیبِ تندِ آغازین به سرعتی بیش از ۱۰۰ کیلومتر بر ساعت میرسد.
7. (اصطلاح معدن) رفتن به زیرِ زمین برای کاربیشتر▾
• Die Anfahrt der Bergleute begann um sechs Uhr.رفتنِ معدنچیان به زیرِ زمین ساعت شش شروع شد.
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
آیکون سیو
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.
رنگبندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی
