اسمNomen

Anfahrt

die/[ˈanfaːɐ̯t]
جمع: Anfahrten
ملکی: Anfahrt

معانی

• Die Anfahrt der prominenten Gäste wurde von den Medien gefilmt.رسیدنِ مهمانان سرشناس توسط رسانه‌ها فیلم‌برداری شد.
• Wer sich die tägliche Anfahrt zur Talstation sparen möchte, kann auf der Hütte übernachten.کسی که می‌خواهد از رفت‌وآمد روزانه به ایستگاهِ پایین‌دست صرفه‌جویی کند، می‌تواند در کلبه بماند.
• Mit der Anfahrt des Zuges beginnt die Reise.سفر با راه‌افتادنِ قطار آغاز می‌شود.
• Allein die Anfahrt des Krans kostet mehrere tausend Mark.فقط رساندنِ جرثقیل چندین هزار مارک هزینه دارد.
• Eine private Anfahrt führt zu der Villa.یک جادهٔ خصوصی به آن ویلا می‌رسد.
• In der steilen Anfahrt beschleunigt der Athlet auf über 100 km/h.ورزشکار در آن شیبِ تندِ آغازین به سرعتی بیش از ۱۰۰ کیلومتر بر ساعت می‌رسد.
• Die Anfahrt der Bergleute begann um sechs Uhr.رفتنِ معدن‌چیان به زیرِ زمین ساعت شش شروع شد.

کلمات ذخیره شده

شما هنوز کلمه‌ای در لیست
خود ذخیره نکرده‌اید.

آیکون سیو

با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیره‌شده»‌ی پروفایلت اضافه می‌شود.

رنگ‌بندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی