صفتAdjektiv

anfällig

[ˈanfɛlɪç]
anfälliganfälligeram anfälligsten

معانی

• Raucher sind für Erkrankungen der Atemwege besonders anfällig.افراد سیگاری به‌ویژه در برابر بیماری‌های تنفسی آسیب‌پذیرند.
• Diese alte Heizung ist sehr anfällig für Störungen.این بخاریِ قدیمی بسیار مستعدِ خرابی است.
• Das macht viele Menschen anfällig für Verschwörungstheorien.همین موضوع بسیاری از مردم را مستعدِ باور کردنِ نظریه‌های توطئه می‌کند.

کلمات ذخیره شده

شما هنوز کلمه‌ای در لیست
خود ذخیره نکرده‌اید.

آیکون سیو

با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیره‌شده»‌ی پروفایلت اضافه می‌شود.

رنگ‌بندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی