صفتAdjektiv

angeblich

[ˈangeːplɪç]

معانی

• Er ist angeblich gestern verreist.به‌گفته‌ی خودشان، او دیروز به سفر رفته است.
• Man verdächtigte den angeblichen Täter zu Unrecht.آن متهمِ به‌ظاهر مجرم، به‌ناحق مظنون شناخته شده بود.

کلمات ذخیره شده

شما هنوز کلمه‌ای در لیست
خود ذخیره نکرده‌اید.

آیکون سیو

با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیره‌شده»‌ی پروفایلت اضافه می‌شود.

رنگ‌بندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی