صفتAdjektiv
anhaltend
معانی
1. پیوسته، مداوم؛ ادامهدار (بدون وقفه)بیشتر▾
• Es hatte anhaltend geregnet.باران به طور مداوم باریده بود.
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
آیکون سیو
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.
رنگبندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی
