صفتAdjektiv

anmutig

[ˈanmuːtɪç]
anmutiganmutigeram anmutigsten

معانی

• Sie verbeugte sich anmutig vor dem Publikum.او با ظرافت در برابرِ تماشاگران تعظیم کرد.

کلمات ذخیره شده

شما هنوز کلمه‌ای در لیست
خود ذخیره نکرده‌اید.

آیکون سیو

با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیره‌شده»‌ی پروفایلت اضافه می‌شود.

رنگ‌بندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی