در حال بارگذاری...

اسمNomen

Anzeige

die/[ˈanʦaɪ̯gə]
جمع: Anzeigen
ملکی: Anzeige

معانی

• Er gibt eine Anzeige in der Zeitung auf.او در روزنامه آگهی می‌دهد.
• Gestern erhielten wir die Anzeige ihrer Hochzeit.دیروز اعلامیه‌ی ازدواج‌شان را گرفتیم.
• Er erstattete Anzeige gegen den Dieb.او علیه دزد شکایت کرد.
• Die Ärztin machte eine Anzeige über die ansteckende Krankheit.پزشک درباره‌ی بیماری واگیر گزارش داد.
• Die Anzeige des Messgeräts ist falsch.نمایشگر دستگاه اندازه‌گیری اشتباه نشان می‌دهد.
• Er hat die Anzeige der Herreise erhalten.او خبر سفر شما را دریافت کرده است.
• Aus allerhand Anzeigen schloss man das.از نشانه‌های گوناگون این را نتیجه گرفتند.

کلمات ذخیره شده

شما هنوز کلمه‌ای در لیست
خود ذخیره نکرده‌اید.

آیکون سیو

با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیره‌شده»‌ی پروفایلت اضافه می‌شود.

رنگ‌بندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی