صفتAdjektiv
arbeitslos
[ˈaʁbaɪ̯ʦˌloːs]
معانی
1. بیکار؛ بدون کار با وجود توانایی کار کردنبیشتر▾
• Er ist seit einem Monat arbeitslos.او یک ماه است که بیکار است.
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
آیکون سیو
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.
رنگبندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی




