Arbeit
معانی
1. کار؛ فعالیتی هدفمند که برای آن وقت و تلاش صرف میشود، بهویژه کار شغلی منظم برای تأمین معاش؛ همچنین کارکرد یک سازمان یا اندامبیشتر▾
2. شغل؛ کار بهعنوان موقعیت شغلی که کسی دارد یا بهدنبال آن است (همانمعنی Arbeitsverhältnis و Arbeitsstelle)بیشتر▾
3. محل کار؛ جایی که کسی کار میکند (بهویژه در عبارت «zur Arbeit» و در گفتار: «auf Arbeit» در شرق آلمان، «in die Arbeit» در جنوب شرقی آلمان و اتریش)بیشتر▾
4. نتیجهی کار؛ اثر یا کار انجامشده، از جمله اثر هنری یا دستی، و نوشتهی علمی یا مدرسهای؛ همچنین در عبارت «in Arbeit» بهمعنی «در دست تهیه»بیشتر▾
5. زحمت؛ دردسر و تلاشی که مراقبت یا رسیدگی به کسی یا چیزی ایجاد میکندبیشتر▾
6. امتحان کتبی در مدرسه، بهویژه در شمال، مرکز و جنوب غربی آلمان (هممعنی Klassenarbeit)بیشتر▾
7. (فیزیک) کار؛ مقدار انرژی که در یک فرایند تبدیل میشودبیشتر▾
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.




