اسمNomen

Automat

der/[aʊ̯toˈmaːt]
جمع: Automaten
ملکی: Automaten

معانی

• Er warf eine Münze in den Schlitz des Automaten.او سکه‌ای را در شکافِ دستگاه انداخت.
• Die Flaschen werden von Automaten abgefüllt.بطری‌ها توسط دستگاه‌های خودکار پر می‌شوند.
• Er ist willenlos und seelenlos wie ein Automat.او مانندِ یک ماشین بی‌اراده و بی‌روح است.
• Im Inneren der Figur erblickte man ein künstliches Getriebe.در درونِ پیکره، مکانیزمی ساختگی دیده می‌شد.

کلمات ذخیره شده

شما هنوز کلمه‌ای در لیست
خود ذخیره نکرده‌اید.

آیکون سیو

با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیره‌شده»‌ی پروفایلت اضافه می‌شود.

رنگ‌بندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی