اسمNomen

Bahnübergang

der/[ˈbaːnʔyːbɐgaŋ]
جمع: Bahnübergänge
ملکی: Bahnübergangs

معانی

• Bei einem unbeschrankten, mit Stopptafeln gesicherten Bahnübergang übersah die Frau den aus Richtung Braunau kommenden Zug.زن در یک گذرگاهِ راه‌آهنِ بدونِ بازوبند که فقط با تابلویِ ایست کنترل می‌شد، قطاری را که از سمتِ براوناو می‌آمد ندید.
• Französische Atomkraftgegner wollen den Bahnübergang nach Frankreich bei Metz blockieren.مخالفانِ فرانسویِ انرژیِ هسته‌ای می‌خواهند گذرگاهِ مرزیِ راه‌آهن به فرانسه در نزدیکیِ مِتس را مسدود کنند.

کلمات ذخیره شده

شما هنوز کلمه‌ای در لیست
خود ذخیره نکرده‌اید.

آیکون سیو

با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیره‌شده»‌ی پروفایلت اضافه می‌شود.

رنگ‌بندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی