1اسمNomen
Bankrott
der
جمع: Bankrotte
ملکی: Bankrotts
معانی
1. ورشکستگی؛ ناتوانی در پرداختِ بدهیهابیشتر▾
• Die Firma stand am Rande des Bankrotts.آن شرکت در آستانهیِ ورشکستگی بود.
2. (مجازی) شکستِ کامل، فروپاشی (مثلاً فکری یا اخلاقی)بیشتر▾
• Das war der geistige Bankrott des Systems.آن، ورشکستگیِ فکریِ کاملِ آن نظام بود.
2
صفتAdjektiv
معانی
1. ورشکسته؛ دیگر توانِ پرداختِ بدهی نداشتنبیشتر▾
• Die Firma ist praktisch bankrott.آن شرکت عملاً ورشکسته است.
2. (مجازی) کاملاً ازپاافتاده یا فروپاشیده (اخلاقاً یا فکراً)بیشتر▾
• Moralisch war das Regime längst bankrott.آن رژیم از لحاظِ اخلاقی مدتها بود که کاملاً فروپاشیده بود.
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
آیکون سیو
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.
رنگبندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی
