صفتAdjektiv
zahlungsunfähig
[ˈtsaːlʊŋsˌʔʊnfɛːɪç]
معانی
1. ورشکسته، قادر به پرداخت نبودنبیشتر▾
• Die Firma ist zahlungsunfähig.شرکت ورشکسته است.
• Nach dem plötzlichen Umsatzeinbruch wurde das Unternehmen zahlungsunfähig.بعد از افتِ ناگهانیِ فروش، شرکت ورشکسته شد.
• Als das Unternehmen offiziell für zahlungsunfähig erklärt wurde, mussten Hunderte Mitarbeiter um ihre Arbeitsplätze bangen.وقتی شرکت رسماً ورشکسته اعلام شد، صدها کارمند نگرانِ شغلشان شدند.
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
آیکون سیو
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.
رنگبندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی
