1صفتAdjektiv
Bedacht
معانی
1. (در ساختارِ ثابتِ «auf etw. bedacht sein») به چیزی توجه و اهتمام داشتن؛ در پیِ چیزی بودنبیشتر▾
• Er war stets darauf bedacht, anderen Freude zu bereiten.او همیشه در پیِ آن بود که برایِ دیگران شادی فراهم کند.
2. سنجیده، با تدبیر و بادرایت (بهویژه در عملکردن)بیشتر▾
• Er handelte in dieser schwierigen Lage stets bedacht.او در آن موقعیتِ دشوار همیشه سنجیده عمل میکرد.
2
اسمNomen
der
ملکی: Bedacht(e)s
معانی
1. تأمل، دوراندیشی و احتیاط در انجامِ کاری؛ ⟨mit/ohne Bedacht⟩ از رویِ تأمل / بدونِ تأملبیشتر▾
• Ich ließ mit gutem Bedacht davon ab.من از رویِ تأملِ درست از آن صرفِنظر کردم.
2. (رسمی/قدیمی، در ساختارِ ⟨auf etw. Bedacht nehmen⟩) به چیزی توجه و اهتمام داشتنبیشتر▾
• Er nahm bei seinen Entscheidungen stets auf seinen eigenen Vorteil Bedacht.او همیشه در تصمیمهایش به نفعِ خودش توجه داشت.
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
آیکون سیو
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.
رنگبندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی
