1صفتAdjektiv

Bedacht

معانی

• Er war stets darauf bedacht, anderen Freude zu bereiten.او همیشه در پیِ آن بود که برایِ دیگران شادی فراهم کند.
• Er handelte in dieser schwierigen Lage stets bedacht.او در آن موقعیتِ دشوار همیشه سنجیده عمل می‌کرد.
2
اسمNomen
der
ملکی: Bedacht(e)s

معانی

• Ich ließ mit gutem Bedacht davon ab.من از رویِ تأملِ درست از آن صرفِ‌نظر کردم.
• Er nahm bei seinen Entscheidungen stets auf seinen eigenen Vorteil Bedacht.او همیشه در تصمیم‌هایش به نفعِ خودش توجه داشت.

کلمات ذخیره شده

شما هنوز کلمه‌ای در لیست
خود ذخیره نکرده‌اید.

آیکون سیو

با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیره‌شده»‌ی پروفایلت اضافه می‌شود.

رنگ‌بندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی