صفتAdjektiv

bedeutend

bedeutendbedeutenderam bedeutendsten

معانی

• Er war ein bedeutender Wissenschaftler seiner Zeit.او دانشمندِ برجسته‌ای در زمانِ خود بود.
• Sie warf ihm einen bedeutenden Blick zu.او نگاهی معنادار به او انداخت.

کلمات ذخیره شده

شما هنوز کلمه‌ای در لیست
خود ذخیره نکرده‌اید.

آیکون سیو

با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیره‌شده»‌ی پروفایلت اضافه می‌شود.

رنگ‌بندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی