صفتAdjektiv
bedrückend
| bedrückend | bedrückender | am bedrückendsten |
معانی
1. دلگیر و سنگین از نظرِ روحی؛ خفقانآوربیشتر▾
• Er fand die Stille in diesem Haus bedrückend.او سکوتِ آن خانه را دلگیر و خفقانآور یافت.
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
آیکون سیو
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.
رنگبندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی
