صفتAdjektiv

bedrückt

bedrücktbedrückteram bedrücktesten

معانی

• Sie war den ganzen Abend still und bedrückt.او تمامِ عصر ساکت و افسرده بود.

کلمات ذخیره شده

شما هنوز کلمه‌ای در لیست
خود ذخیره نکرده‌اید.

آیکون سیو

با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیره‌شده»‌ی پروفایلت اضافه می‌شود.

رنگ‌بندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی