صفتAdjektiv

befahrbar

[bəˈfaːɐ̯baːɐ̯]
befahrbarbefahrbareram befahrbarsten

معانی

• Das Haus besitzt eine mit Rollstuhl befahrbare Rampe.آن خانه رمپی دارد که با ویلچر قابلِ‌عبور است.

کلمات ذخیره شده

شما هنوز کلمه‌ای در لیست
خود ذخیره نکرده‌اید.

آیکون سیو

با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیره‌شده»‌ی پروفایلت اضافه می‌شود.

رنگ‌بندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی