اسمNomen

Beflissenheit

die
جمع: Beflissenheiten
ملکی: Beflissenheit

معانی

• Der neue Mitarbeiter zeigte eine auffällige Beflissenheit gegenüber seinem Chef.همکارِ جدید اشتیاقِ چشمگیری نسبت به رئیسش نشان می‌داد.

کلمات ذخیره شده

شما هنوز کلمه‌ای در لیست
خود ذخیره نکرده‌اید.

آیکون سیو

با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیره‌شده»‌ی پروفایلت اضافه می‌شود.

رنگ‌بندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی