اسمNomen
Beflissenheit
die
جمع: Beflissenheiten
ملکی: Beflissenheit
معانی
1. کوشش و اشتیاقِ زیاد (گاه بیشازحد و تصنعی) در انجامِ کاریبیشتر▾
• Der neue Mitarbeiter zeigte eine auffällige Beflissenheit gegenüber seinem Chef.همکارِ جدید اشتیاقِ چشمگیری نسبت به رئیسش نشان میداد.
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
آیکون سیو
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.
رنگبندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی
