اسمNomen

Befreiung

die
جمع: Befreiungen
ملکی: Befreiung

معانی

• Die Befreiung des Volkes von der Fremdherrschaft wurde landesweit gefeiert.رهاییِ آن ملت از سلطه‌یِ بیگانه در سراسرِ کشور جشن گرفته شد.
• Nach der Operation empfand sie ein tiefes Gefühl der Befreiung.او پس از عمل، احساسِ عمیقی از رهایی داشت.
• Er beantragte eine Befreiung von der Rundfunkgebühr.او درخواستِ معافیت از هزینه‌یِ رادیو-تلویزیون کرد.

کلمات ذخیره شده

شما هنوز کلمه‌ای در لیست
خود ذخیره نکرده‌اید.

آیکون سیو

با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیره‌شده»‌ی پروفایلت اضافه می‌شود.

رنگ‌بندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی