اسمNomen
Befreiung
die
جمع: Befreiungen
ملکی: Befreiung
معانی
1. رهاییِ زندانیان یا ملتها از سرکوب و سلطهبیشتر▾
• Die Befreiung des Volkes von der Fremdherrschaft wurde landesweit gefeiert.رهاییِ آن ملت از سلطهیِ بیگانه در سراسرِ کشور جشن گرفته شد.
2. رهایی از بیماری، درد یا وضعیتِ دشواربیشتر▾
• Nach der Operation empfand sie ein tiefes Gefühl der Befreiung.او پس از عمل، احساسِ عمیقی از رهایی داشت.
3. معافیت (از مالیات، هزینه یا تعهد)بیشتر▾
• Er beantragte eine Befreiung von der Rundfunkgebühr.او درخواستِ معافیت از هزینهیِ رادیو-تلویزیون کرد.
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
آیکون سیو
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.
رنگبندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی
