صفتAdjektiv
beispiellos
| beispiellos | beispielloser | am beispiellosesten |
معانی
1. بیسابقه، بینظیر و تاکنون رخنداده.بیشتر▾
• Er errang einen beispiellosen Erfolg.او موفقیتی بیسابقه به دست آورد.
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
آیکون سیو
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.
رنگبندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی
