صفتAdjektiv

bekannt

[bəˈkant]
bekanntbekannteram bekanntesten

معانی

• Der Bürgermeister ist im Ort gut bekannt.شهردار در آن محل به‌خوبی شناخته‌شده است.
• Er ist mir bekannt.او را می‌شناسم.
• Sie war mit allen seinen Werken bekannt.او با همه‌ی آثارِ وی آشنایی داشت.

کلمات ذخیره شده

شما هنوز کلمه‌ای در لیست
خود ذخیره نکرده‌اید.

آیکون سیو

با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیره‌شده»‌ی پروفایلت اضافه می‌شود.

رنگ‌بندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی