صفتAdjektiv
bekömmlich
| bekömmlich | bekömmlicher | am bekömmlichsten |
معانی
1. گوارا و سازگار با بدن (دربارهی غذا یا نوشیدنی).بیشتر▾
• Obst ist leicht bekömmlich.میوه بهراحتی گوارا و قابلِهضم است.
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
آیکون سیو
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.
رنگبندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی
