فعلVerb
belasten
معانی
1. چیزی یا کسی را با بار (وزن) پر کردنbelasten+akk.بیشتر▾
پیشوندِ جدانشدنی
• Man darf den Wagen nicht mehr als zulässig belasten.واگن را نباید بیش از حد مجاز بار کرد.
2. بار مالی بر دوش کسی گذاشتنbelasten+akk.بیشتر▾
پیشوندِ جدانشدنی
• Man will Städte mit Steuern belasten.میخواهند بر شهرها بار مالیاتی بگذارند.
3. کسی یا چیزی را از نظر روانی یا جسمی سخت به کار گرفتن، فشار زیاد وارد کردنsich belastenبیشتر▾
پیشوندِ جدانشدنی
• Man will ihn nicht mit einer zusätzlichen Arbeit belasten.نمیخواهند او را با کار اضافی تحت فشار بگذارند.
4. (حقوقی) گناهی را به کسی نسبت دادن، متهم کردنbelasten+akk.بیشتر▾
پیشوندِ جدانشدنی
• Man belastet ihn mit dem Vorwurf eines Verbrechens.او را به ارتکاب جنایتی متهم میکنند.
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
آیکون سیو
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.
رنگبندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی
