فعلVerb
belehren
معانی
1. به کسی چیزی یاد دادن، دانشی را منتقل کردنbelehren+akk.بیشتر▾
پیشوندِ جدانشدنی
• Der Meister belehrt den Lehrling, wie man die Arbeit richtig macht.استاد به شاگرد یاد میدهد که چگونه کار را درست انجام دهد.
2. به کسی دربارهی چیزی توضیح یا روشنگری دادنbelehren+akk.بیشتر▾
پیشوندِ جدانشدنی
• Ein Blick in das Mikroskop belehrt über die Größe der Lebewesen.نگاهی به میکروسکوپ دربارهی اندازهی موجودات زنده روشنگری میکند.
3. کسی را از عقیدهی نادرستش منصرف کردنbelehren+akk.بیشتر▾
پیشوندِ جدانشدنی
• Die Zeit hat uns belehrt, wie falsch die damalige Entscheidung war.زمان به ما نشان داد که آن تصمیم چقدر اشتباه بود.
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
آیکون سیو
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.
رنگبندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی
