اسمNomen

Belehrung

die
جمع: Belehrungen
ملکی: Belehrung

معانی

• Der Polizist gab dem Fahrer eine Belehrung über das richtige Verhalten im Straßenverkehr.افسر پلیس درباره‌ی رفتار درست در ترافیک به راننده آموزش داد.
• Das war eine Belehrung fürs ganze Leben.آن یک درس برای تمام زندگی بود.

کلمات ذخیره شده

شما هنوز کلمه‌ای در لیست
خود ذخیره نکرده‌اید.

آیکون سیو

با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیره‌شده»‌ی پروفایلت اضافه می‌شود.

رنگ‌بندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی