صفتAdjektiv

belehrend

belehrendbelehrenderam belehrendsten

معانی

• Der Vortrag war sehr belehrend.سخنرانی بسیار آموزنده بود.
• Sein belehrender Tonfall störte alle im Raum.لحن نصیحت‌گرانه‌ی او همه‌ی افراد در اتاق را آزار داد.

کلمات ذخیره شده

شما هنوز کلمه‌ای در لیست
خود ذخیره نکرده‌اید.

آیکون سیو

با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیره‌شده»‌ی پروفایلت اضافه می‌شود.

رنگ‌بندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی