فعلVerb

benachteiligen

معانی

پیشوندِ جدانشدنی
• Sie engagiert sich für Menschen, die sozial benachteiligt werden.او برای افرادی که از نظر اجتماعی در تنگنا هستند فعالیت می‌کند.

کلمات ذخیره شده

شما هنوز کلمه‌ای در لیست
خود ذخیره نکرده‌اید.

آیکون سیو

با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیره‌شده»‌ی پروفایلت اضافه می‌شود.

رنگ‌بندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی