اسمNomen
Beobachter
der/[bəˈʔoːbaχtɐ]
جمع: Beobachter
ملکی: Beobachters
معانی
1. کسی که چیزی یا کسی را زیر نظر میگیردبیشتر▾
• Die Polizei folgte den Dieben aufgrund der Hinweise des Beobachters.پلیس بهخاطر اطلاعات ناظر دزدان را تعقیب کرد.
2. کارشناسی که تحولات سیاسی یا اقتصادی را ارزیابی میکندبیشتر▾
• Beobachter hatten ihre Erwartungen bereits gesenkt.ناظران از پیش انتظارات خود را پایین آورده بودند.
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
آیکون سیو
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.
رنگبندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی
