صفتAdjektiv
besetzt
| besetzt | besetzter | am besetztesten |
معانی
1. اشغالشده، پر؛ (جا، میز، صندلی) کسی در آن نشسته است؛ (تلفن) مشغول؛ (سرزمین) به تصرف درآمده؛ (اسممفعول و صفت از besetzen)بیشتر▾
• Der Tisch ist leider besetzt.متأسفانه این میز پر است.
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
آیکون سیو
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.
رنگبندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی
