bezahlen
| Perfekt | Präteritum | Präsens | Pronomen |
|---|---|---|---|
| habe bezahlt | bezahlte | bezahle | ich |
| hast bezahlt | bezahltest | bezahlst | du |
| hat bezahlt | bezahlte | bezahlt | er/sie/es |
| haben bezahlt | bezahlten | bezahlen | wir |
| habt bezahlt | bezahltet | bezahlt | ihr |
| haben bezahlt | bezahlten | bezahlen | sie/Sie |
معانی
1. پرداختن؛ بهای کالا را به پول دادن و آن را صاحب شدنbezahlen+akk.بیشتر▾
2. (مجازی) etw. ist nicht mit Geld zu bezahlen: چیزی با پول قابلخریدن نیست؛ بیبهاستbezahlen+akk.بیشتر▾
3. (برای کار انجامشده) دستمزد پرداختن؛ بهای کاری را دادنbezahlen+akk.بیشتر▾
4. (برای زمان کار) پرداختن؛ مثلاً اضافهکاری یا مرخصیbezahlen+akk.بیشتر▾
5. (jmdn. bezahlen) به کسی برای چیزی پول دادن؛ مزد کسی را دادنbezahlen+akk.بیشتر▾
6. مبلغی را بهعنوان بها پرداختنbezahlen+akk.بیشتر▾
7. بدهی مالی را با پرداخت مبلغ مربوطه تسویه کردن؛ صورتحساب یا مالیات پرداختنbezahlen+akk.بیشتر▾
8. (محاورهای) etw. macht sich bezahlt: چیزی ارزشش را دارد، نتیجه میدهدsich bezahlenبیشتر▾
9. (etw. bezahlen) تاوان چیزی را دادن؛ برای چیزی کیفر دیدنbezahlen+akk.بیشتر▾
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.
