اسمNomen
Birne
die
جمع: Birnen
ملکی: Birne
معانی
1. گلابی؛ میوهی درخت گلابیبیشتر▾
• Sie schält eine Birne.او یک گلابی را پوست میگیرد.
2. (محاورهای) درخت گلابیبیشتر▾
• In diesem Jahr blühen die Birnen zeitig.امسال درختهای گلابی زود شکوفه میدهند.
3. (مجازی) لامپ (رشتهای)؛ چیزی که از نظر ظاهر شبیه گلابی استبیشتر▾
• Trotz des Checks brannten am ersten Advent 84 Birnen.با وجود بازرسی، در اولین یکشنبهی آدونت ۸۴ لامپ روشن بود.
4. (عامیانه، شوخی) سر، کلهبیشتر▾
• Manche haben halt weniger in der Birne als in den Beinen.بعضیها فقط توی پایشان بیشتر از توی کلهشان دارند.
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
آیکون سیو
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.
رنگبندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی
