اسمNomen

Bruder

der
جمع: Brüder
ملکی: des Bruders

معانی

• Ich habe nur einen Bruder.من فقط یک برادر دارم.
• Brüder, zur Sonne, zur Freiheit!برادران، به‌سویِ خورشید، به‌سویِ آزادی!
• Ein frommer Bruder betreute die Kranken im Kloster.برادرِ پارسایی در صومعه از بیماران مراقبت می‌کرد.
• Den Bruder kennen wir, den kriegen wir schon.این یارو را می‌شناسیم، گیرش می‌آوریم.

کلمات ذخیره شده

شما هنوز کلمه‌ای در لیست
خود ذخیره نکرده‌اید.

آیکون سیو

با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیره‌شده»‌ی پروفایلت اضافه می‌شود.

رنگ‌بندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی