اسمNomen

Schwester

die/[ˈʃvɛstɐ]
جمع: Schwestern
ملکی: der Schwester

معانی

• Ich habe zwei Schwestern und einen Bruder.من دو خواهر و یک برادر دارم.
• Sie arbeitet als Schwester in einem Krankenhaus.او به‌عنوانِ پرستار در یک بیمارستان کار می‌کند.
• Eine Barmherzige Schwester pflegte die Kranken.یک خواهرِ مهربان (راهبه) از بیماران پرستاری می‌کرد.

کلمات ذخیره شده

شما هنوز کلمه‌ای در لیست
خود ذخیره نکرده‌اید.

آیکون سیو

با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیره‌شده»‌ی پروفایلت اضافه می‌شود.

رنگ‌بندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی