در حال بارگذاری...

اسمNomen

Büro

das/[byˈʀoː]
جمع: Büros
ملکی: Büros

معانی

• Er geht jeden Morgen ins Büro.او هر صبح به دفتر می‌رود.
• Mit dem Smartphone habe ich mein mobiles Büro immer dabei.با گوشی هوشمند دفتر سیار خودم همیشه همراهم است.
• Das papierlose Büro ist heute normal.دفتر بدون کاغذ امروز عادی است.
• Im Büro arbeiten nur noch drei Mitarbeiter.در دفتر فقط سه کارمند کار می‌کنند.
• Karten gibt es im Büro des Bürgerhauses.بلیت‌ها در دفتر خانه‌ی شهروندی هست.
• Sie hat ein Büro für Übersetzungen eröffnet.او دفتر ترجمه‌ای باز کرده است.
• Das Büro des Bürgermeisters teilte das mit.دفتر شهردار این را اعلام کرد.
• Die Büros der Stadtverwaltung bleiben geschlossen.دفترهای شهرداری بسته می‌مانند.

کلمات ذخیره شده

شما هنوز کلمه‌ای در لیست
خود ذخیره نکرده‌اید.

آیکون سیو

با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیره‌شده»‌ی پروفایلت اضافه می‌شود.

رنگ‌بندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی