اسمNomen

Zweigstelle

die/[ˈtsvaɪkˌʃtɛlə]
جمع: Zweigstellen
ملکی: Zweigstelle

معانی

• Ich gehe zur Zweigstelle der Bank.من به شعبه‌ی بانک می‌روم.
• Die Bibliothek hat mehrere Zweigstellen in verschiedenen Stadtteilen.کتابخانه چندین شعبه در محله‌های مختلف دارد.
• Um die Erreichbarkeit für die Bürger zu verbessern, plant die Behörde, in jedem Bezirk eine eigene Zweigstelle einzurichten.برای بهبودِ دسترسیِ شهروندان، این اداره قصد دارد در هر منطقه یک شعبه‌ی مستقل راه‌اندازی کند.

کلمات ذخیره شده

شما هنوز کلمه‌ای در لیست
خود ذخیره نکرده‌اید.

آیکون سیو

با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیره‌شده»‌ی پروفایلت اضافه می‌شود.

رنگ‌بندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی