در حال بارگذاری...

قید مکانLokaladverb

dort

معانی

• Dort wohne ich.من آنجا زندگی می‌کنم.
• Von dort kamen die ersten Anregungen.نخستین پیشنهادها از آنجا آمد.
• Die Ware ist ab dort lieferbar.کالا از آنجا قابل تحویل است.
• Hier und dort habe ich noch etwas gestrichen.این‌جا و آن‌جا هنوز چیزی را خط زده‌ام.
• Er ist bald hier, bald dort.او گاهی این‌جاست و گاهی آن‌جا.

کلمات ذخیره شده

شما هنوز کلمه‌ای در لیست
خود ذخیره نکرده‌اید.

آیکون سیو

با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیره‌شده»‌ی پروفایلت اضافه می‌شود.

رنگ‌بندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی