در حال بارگذاری...

قید مکانLokaladverb

draußen

[ˈdʀaʊ̯sən]

معانی

• Er steht draußen auf der Straße.او بیرون در خیابان ایستاده است.
• Draußen in der Welt ist alles anders.بیرون در دنیا همه‌چیز فرق دارد.

کلمات ذخیره شده

شما هنوز کلمه‌ای در لیست
خود ذخیره نکرده‌اید.

آیکون سیو

با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیره‌شده»‌ی پروفایلت اضافه می‌شود.

رنگ‌بندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی