اسمNomen
Eintritt
der
جمع: Eintritte
ملکی: Eintritt(e)s
معانی
1. ورود؛ داخل شدن به یک فضا (در برابر Austritt)بیشتر▾
• Der Eintritt wurde ihm verwehrt.از ورود او جلوگیری شد.
2. ورودی، بلیت ورود؛ اجازهی شرکت در رویداد یا بازدید از جاذبه (و هزینهی آن)بیشتر▾
• Der Eintritt in den Tierpark kostet zehn Euro.ورودیهی باغوحش ده یورو است.
3. پیوستن، عضویت؛ ورود به یک جمع بهخواست خود (در برابر Austritt)بیشتر▾
• Er erklärte seinen Eintritt in den Verein.او پیوستن خود را به انجمن اعلام کرد.
4. آغاز، شروع (مثلاً شب یا تغییر وضعیت)بیشتر▾
• Bei Eintritt der Dunkelheit gingen wir nach Hause.با فرارسیدن تاریکی به خانه رفتیم.
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
آیکون سیو
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.
رنگبندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی
