اسمNomen
Zugang
der/[ˈtsuːɡaŋ]
جمع: Zugänge
ملکی: Zugangs
معانی
1. راه، راهِ ورودی، مسیرِ رسیدن به جاییبیشتر▾
• Der Zugang zum Garten ist durch das grüne Tor.راهِ ورود به باغ از دروازهٔ سبز است.
• Wegen der Bauarbeiten ist der Zugang zum Bahnhof momentan gesperrt.بهخاطرِ کارهایِ ساختمانی، راهِ ورود به ایستگاه فعلاً بسته است.
• Ein schmaler, gewundener Pfad bildete den einzigen Zugang zu der abgelegenen Berghütte.یک مسیرِ باریک و پیچدرپیچ تنها راهِ رسیدن به آن کلبهٔ کوهستانیِ دورافتاده بود.
2. ورود، امکانِ داخل شدنبیشتر▾
• Kindern unter zwölf Jahren wird der Zugang zu diesem Film nicht gestattet.به کودکانِ زیرِ دوازده سال اجازهٔ ورود به این فیلم داده نمیشود.
• Ohne gültigen Ausweis erhält niemand Zugang zum Gebäude.بدونِ کارتِ شناسایی معتبر، هیچکس اجازهٔ ورود به ساختمان را ندارد.
• Nach mehreren Sicherheitsvorfällen wurde der Zugang zu dem Gelände drastisch eingeschränkt.بعد از چندین حادثهٔ امنیتی، اجازهٔ ورود به این محوطه بهشدت محدود شد.
3. شمّ، درک، توانِ برقرار کردنِ ارتباط (با یک موضوع یا فرد)بیشتر▾
• Sie hat einen guten Zugang zu Kindern.او با بچهها ارتباطِ خوبی برقرار میکند.
• Er fand lange keinen Zugang zur klassischen Musik.او مدتها راهی به موسیقیِ کلاسیک پیدا نکرد.
• Der neue Lehrer fand schnell einen ganz eigenen Zugang zu den schwierigen Themen der Philosophie, der die Schüler wirklich begeisterte.معلمِ جدید بهسرعت رویکردِ کاملاً خاصِ خودش را برایِ موضوعاتِ دشوارِ فلسفه پیدا کرد که واقعاً دانشآموزان را شیفته کرد.
4. امکانِ دستیابی، دسترسی (به منابع، اطلاعات، خدمات)بیشتر▾
• Jeder Haushalt hat heute Zugang zum Internet.امروزه هر خانواده به اینترنت دسترسی دارد.
• Der Zugang zu Bildung sollte allen Kindern offenstehen.دسترسی به آموزش باید برایِ همهٔ کودکان باز باشد.
• In vielen ländlichen Regionen der Welt ist der Zugang zu sauberem Trinkwasser noch immer keine Selbstverständlichkeit.در بسیاری از مناطقِ روستاییِ جهان، دسترسی به آبِ آشامیدنیِ تمیز هنوز هم امری بدیهی نیست.
5. شخص یا چیزِ تازهواردشده، افزوده، ورودیِ جدید (اصطلاحِ اداری/آماری)بیشتر▾
• Die Bibliothek verzeichnete im letzten Jahr über tausend Zugänge.کتابخانه در سالِ گذشته بیش از هزار ورودیِ جدید ثبت کرد.
• Die Firma begrüßte drei neue Zugänge im Vertriebsteam.شرکت از سه نیرویِ تازهواردِ تیمِ فروش استقبال کرد.
• Unter den diesjährigen Zugängen der Klinik befinden sich auffällig viele Patienten mit ähnlichen Symptomen.در میانِ بیمارانِ تازهواردِ امسالِ کلینیک، تعدادِ قابلِتوجهی با علائمِ مشابه دیده میشوند.
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
آیکون سیو
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.
رنگبندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی
