Falsch
| Falsch | falscher | am falschsten |
معانی
1. قلابی؛ تقلبی؛ شبیهِ اصل ساختهشدهبیشتر▾
2. جعلی؛ ساختگیبیشتر▾
3. ساختگی؛ وانمودشدهبیشتر▾
4. (گیاهشناسی) کاذب؛ گونهای دیگر که ظاهری مشابه داردبیشتر▾
5. نادرست؛ برعکسِ درست؛ اشتباهبیشتر▾
6. نابهجا؛ در موقعیتِ دادهشده نامناسببیشتر▾
7. خطادار؛ دارایِ اشتباه و نقصبیشتر▾
8. مغایر با واقعیت؛ نادرستبیشتر▾
9. دروغ؛ گمراهکنندهبیشتر▾
10. ریاکار؛ دورو؛ آنکه دیدگاهها و نیاتِ واقعیِ خود را پنهان میکندبیشتر▾
11. فریبکار؛ در پیِ فریببیشتر▾
12. (منطقهای، گفتاری) دلخور؛ خشمگین (falsch sein, werden)بیشتر▾
معنیِ قیدی
1. نادرست؛ بهطورِ خطاداربیشتر▾
2. ریاکارانه؛ بهطورِ ساختگیبیشتر▾
معانی
1. (ادبی) ناصادقی؛ ریاکاری؛ بیصداقتیبیشتر▾
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.
