اسمNomen
Fehler
der/[ˈfeːlɐ]
جمع: Fehler
ملکی: Fehlers
معانی
1. اشتباه؛ چیزی که انسان انجام میدهد یا میاندیشد و بعداً نادرست از آب درمیآیدبیشتر▾
• Beim Schreiben nach Gehör verfassen Schüler von Anfang an kleine Texte, ohne dass die Lehrerin Fehler verbessert.دانشآموزان در نوشتنِ شنیداری از همان آغاز متنهایِ کوتاه مینویسند، بدونِ آنکه معلم اشتباهاتشان را اصلاح کند.
2. نقص؛ ویژگیای که با کیفیتِ مورد انتظار چیزها یا نظامها سازگار نیستبیشتر▾
• Fehler in der Beleuchtung werden so erkannt und können behoben werden.به این ترتیب نقصهایِ روشنایی شناسایی میشوند و میتوان آنها را برطرف کرد.
3. عیب؛ ویژگیِ مزاحمی که تصویرِ کلیِ مثبت را خراب میکندبیشتر▾
• Sie haben nur einen Fehler: Sie kommen beim Wahlvolk nicht an.آنها فقط یک عیب دارند: نزدِ رأیدهندگان جا نمیافتند.
4. عیبِ اخلاقی؛ ویژگیِ منفی در منشِ فردبیشتر▾
• Er hatte seine Fehler, Sturheiten, Eitelkeiten, wie wir alle.او هم مانندِ همهیِ ما عیبها، لجاجتها و خودخواهیهایِ خود را داشت.
5. نقصِ دائمی؛ محدودیتِ پایدارِ عملکردِ جسمیِ فردبیشتر▾
• Es [ein Loch in der Herzscheidewand] ist einer der häufigsten angeborenen Fehler am Herzen.این [سوراخی در دیوارهیِ قلب] یکی از شایعترین نقصهایِ مادرزادیِ قلب است.
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
آیکون سیو
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.
رنگبندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی
