در حال بارگذاری...

اسمNomen

Feuer

das/[ˈfɔɪ̯ɐ]
جمع: Feuer
ملکی: Feuers

معانی

• Das Feuer brennt im Ofen.آتش در بخاری می‌سوزد.
• Das Feuer knistert im Kamin.آتش در شومینه جرقه می‌زند.
• Das Feuer hat das Haus zerstört.آتش خانه را ویران کرد.
• Er steht zwischen zwei Feuern.او از دو طرف زیر فشار است.
• Er geht für sie durchs Feuer.او برای او از آتش هم می‌گذرد.
• Die Artillerie hat das Feuer eröffnet.توپخانه آتش گشود.
• Im Feuer des Gefechts vergaß er den Schirm.در تب‌وتاب کار چترش را جا گذاشت.
• Das Schiff richtet sich nach dem Feuer.کشتی به‌سوی چراغ دریایی هدایت می‌شود.
• Das Feuer des Diamanten ist schön.درخشش الماس زیباست.
• Er sprach mit Feuer.او با شور سخن گفت.
• Das Pferd hat Feuer.این اسب پرانرژی است.

کلمات ذخیره شده

شما هنوز کلمه‌ای در لیست
خود ذخیره نکرده‌اید.

آیکون سیو

با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیره‌شده»‌ی پروفایلت اضافه می‌شود.

رنگ‌بندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی