اسمNomen

Flug

der/[fluːk]
جمع: Flüge
ملکی: Flug(e)s

معانی

• Wir hatten einen unruhigen Flug von Berlin nach Warschau.ما پروازی پرتلاطم از برلین به ورشو داشتیم.
• Er beobachtete den ruhigen Flug des Adlers.او پرواز آرام عقاب را تماشا می‌کرد.
• Er konnte dem hohen Flug seines Geistes nicht folgen.او نمی‌توانست پرواز بلند ذهن او را دنبال کند.
• Die Zeit verging wie im Flug.زمان چون برق و باد گذشت.
• Ein Flug Wildenten flog über das Feld.دسته‌ای اردک وحشی از روی مزرعه پرواز کرد.

کلمات ذخیره شده

شما هنوز کلمه‌ای در لیست
خود ذخیره نکرده‌اید.

آیکون سیو

با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیره‌شده»‌ی پروفایلت اضافه می‌شود.

رنگ‌بندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی