Gast
معانی
1. مهمان؛ کسی که برای پذیرایی یا اقامت موقت دعوت شده یا پذیرفته شده استder Gastبیشتر▾
2. مشتری رستوران؛ بازدیدکنندهی یک مکان (رستوران، کافه)der Gastبیشتر▾
3. مهمان هتل؛ کسی که با پرداخت پول اقامت میکندder Gastبیشتر▾
4. مهمان؛ کسی که بهطور موقت در محیطی بیگانه یا در گروهی که عضو ثابتش نیست بهعنوان بازدیدکننده حضور دارد؛ بازدیدکنندهی یک برنامهder Gastبیشتر▾
5. مهمان ویژه؛ کسی که با دعوت بهعنوان هنرمند یا مشارکتکننده در برنامهای شرکت میکندder Gastبیشتر▾
6. (ورزش) تیم یا ورزشکار مهمان؛ در زمین حریف؛ بیشتر جمعder Gastبیشتر▾
7. (زبان دریانوردان) ملوان؛ ملوانی که برای کار معینی روی عرشه در نظر گرفته شده استder Gastبیشتر▾
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.
