Grau
| Grau | grauer | am grausten / am grauesten |
معانی
1. خاکستری؛ رنگ آمیختهی سیاه و سفیدبیشتر▾
2. (بهسبب پیری) خاکستری؛ مو یا ریش سپید و خاکستریبیشتر▾
3. (بهسبب کمخونی) رنگپریده؛ بیرنگ و روبیشتر▾
4. (مجازی) غمانگیز، گرفته، خستهکننده؛ بیروح و ملالآوربیشتر▾
5. دور، کهن؛ در گذشتهی بسیار دوربیشتر▾
6. نامعلوم، نامشخص؛ دور از دسترس (در آینده)بیشتر▾
معانی
1. رنگ خاکستری؛ خاکستری (اسمشدهی صفت grau)بیشتر▾
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.
