صفتAdjektiv
günstig
| günstig | günstiger | am günstigsten |
معانی
1. مناسب، موافق، سودمند؛ (دربارهی قیمت) بهصرفه و ارزانبیشتر▾
• Die Arbeitsbedingungen waren recht günstig.شرایط کار نسبتاً مناسب بود.
2. (unter einem günstigen Stern stehen) خوشاقبال بودن؛ بهخوبی پیش رفتنبیشتر▾
• Seine Unternehmungen standen unter einem günstigen Stern.کارهای او با ستارهی خوشاقبالی پیش میرفت.
3. (ادبی) مهربان، موافق؛ نیکخواهبیشتر▾
• Das Glück war uns günstig.بخت با ما یار بود.
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
آیکون سیو
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.
رنگبندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی
